شيخ جليل القدر عماد الدين ابوالقاسم طبرى آملى كه از اجلاّء فن حديث و
تلميذ ابوعلى بن شيخ طوسى است در كتاب (بشارة المصطفى ص) كه از كتب بسيار
نفيسه است، مُسنَداً روايت كرده است از عطيّة بن سعد بن جُنادَةَ العوفى
الكوفى كه از رُوات اماميه است و اهل سنّت در رجال تصريح كرده اند به صدق
او در حديث كه گفت : ما بيرون رفتيم با جابر بن عبداللّه انصارى به جهت
زيارت قبر حضرت حسين عليه السّلام پس زمانى كه به كربلا وارد شديم جابر
نزديك فرات رفت و غسل كرد پس جامه را لنگ خود كرد و جامه ديگر را بر دوش
افكند پس گشود بسته اى را كه در آن (سُعد) بود و بپاشيد از آن بر بدن خود،
پس به جانب قبر روان شد و گامى بر نداشت مگر با ذكر خدا تا نزديك قبر رسيد
مرا گفت : كه دست مرا به قبر گذار، من دست وى را بر قبر گذاشتم چون دستش به
قبر رسيد بى هوش بر روى قبر افتاد، پس آبى بر وى پاشيدم تا به هوش آمد و
سه بار گفت يا حسين ! سپس گفت : حَبيبٌ لا يُجيبُ حَبيبَهُ؟ آيا دوست جواب
نمى دهد دوست خود را؟ پس گفت : كجا توانى جواب دهى و حال آنكه در گذشته از
جاى خود رگهاى گردن تو و آويخته شده بر پشت و شانه تو، و جدائى افتاده ما
بين سر و تن تو، پس شهادت مى دهم كه تو مى باشى فرزند خير النّبيين و پسر
سيّدالمؤ منين و فرزندهم سوگند تقوى و سليل هُدى و خامس اصحاب كساء و پسر
سيّد النقباء و فرزند فاطمه عليهاالسّلام سيّده زنها و چگونه چنين نباشى و
حال آنكه پرورش داده ترا پنجه سيّدالمرسلين و پروريده شدى در كنار متّقين و
شير خوردى از پستان ايمان و بريده شدى از شير باسلام و پاكيزه بودى در
حيات و ممات ، همانا دلهاى مؤ منين خوش نيست به جهت فراق تو و حال آنكه شكى
ندارد در نيكوئى حال تو، پس بر تو باد سلام خدا و خشنودى او، و همانا
شهادت مى دهم كه تو گذشتى بر آنچه گذشت بر آن برادر تو يحيى بن زكريا. پس
جابر گردانيد چشم خود را بر دور قبر و شهدا را سلام كرد بدين طريق :
اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيَّتُهَا الاَرْواحُ الّتى حَلَّت بِفِناءِ قَبْرِ
الْحُسَينِ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ اَناخَتْ بِرَحْلِهِ؛ اَشْهَدُ اَنَّكُم
اَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ اَمَرتُمْ بِالمَعْرُوفِ
وَ نَهَيْتُمْ عَنِ المُنكَرِ وَ جاهَدْتُمُ المُلْحِدينَ وَ عَبدْتُمُ
اللّهَ حَتّى اَتيكُمُ اْليَقينُ. پس گفت : سوگند به آنكه بر انگيخت محمّد
صلى اللّه عليه و آله و سلّم را به نبوّت حقّه كه ما شركت كرديم در آنچه
شما داخل شديد در آن . عطيه گفت : به جابر گفتم : چگونه ما با ايشان شركت
كرديم و حال آنكه فرود نيامديم ما وادئى را و بالا نرفتيم كوهى را و شمشير
نزديم و امّا اين گروه ، پس جدائى افتاده ما بين سر و بدنشان و اولادشان
يتيم و زنانشان بيوه گشته ؟! جابر گفت : اى عطيّه ! شنيدم از حبيب خود رسول
خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه مى فرمود: هر كه دوست دارد گروهى را،
با ايشان محشور شود و هر كه دوست داشته باشد عمل قومى را، شريك شود در عمل
ايشان . پس قسم به خداوندى كه محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را به
راستى برانگيخته كه نيّت من و اصحابم بر آن چيزى است كه گذشته بر او حضرت
حسين عليه السّلام و ياورانش . پس جابر گفت : ببريد مرا به سوى خانه هاى
كوفه ، پس چون پاره اى راه رفتيم به من گفت : اى عطيّه آيا وصيّت كنم ترا و
گمان ندارم كه برخورم ترا پس از اين سفر، و آن وصيّت اين است كه دوست دار
دوست آل محمّد را مادامى كه ايشان را دوست دارد، و دشمن دار دشمن آل محمّد
صلى اللّه عليه و آله و سلّم را تا چندى كه دشمن است با ايشان اگر چه روزه
دار و نمازگزار باشند، و مدارا كن با دوست آل محمّد صلى اللّه عليه و آله و
سلم اگر چه بلغزد از ايشان پائى از بسيارى گناهان و استوار و ثابت بماند
پاى ديگر ايشان از راه دوستى ايشان ، همانا دوست ايشان بازگشت نمايد به
بهشت و دشمن ايشان باز گردد به دوزخ (475). *تذييل: از توصيف جابر حضرت
امام حسين عليه السّلام را به (خامس اصحاب كِساء) معلوم مى شود كه اين لقب
از القاب معروفه آن حضرت بوده و حديث اجتماع خمسهِ طيّبه علیهم السّلام
تحت كساء از احاديث متواتره است كه علماء شيعه و سنّى روايت كرده اند، و در
احاديث آيه تطهير بعد از اجتماع ايشان نازل شده ، و هم در احاديث مباهله
نيز به كثرت وارد است ، و شايد سرّ جمع نمودن حضرت رسول اكرم صلى اللّه
عليه و آله و سلم انوار طيبه اهل بيت مكرّم را تحت كساء براى رفع شبهه باشد
كه كسى نتواند ادّعاى شمول آيه براى غير مُجتمِعين تحت كِساء نمايد اگر چه
جمعى از معاندين عامه تعميم دادند ولى اغراض فاسده آنها از بيانات وارده
آنها واضح و هويداست . و امّا حديث معروف به حديث كساء كه در زمان ما شايع
است به اين كيفيّت در كتب معتبره و معروفه واصول حديث و مجامع متقنه
محدّثين ديده نشده مى توان گفت از خصائص كتاب (مُنتخَب) است . و امّا آنچه
جابر در كلام خود گفته كه تو گذشتى بر طريقه يحيى بن زكريا اشاره است به
مشابهت تامّه كه ما بين سيدالشهداء عليه السّلام و يحيى بن زكريا عليه
السّلام واقع است ، چنانچه تصريح به آن فرموده حضرت صادق عليه السّلام در
خبرى كه فرموده : زيارت كنيد حضرت حسين عليه السّلام را و جفا نكنيد او را
كه او سيّد شهداء و سيّد جوانان اهل بهشت و شبيه يحيى بن زكريا است (476)
و جُمله اى از اهل حديث روايت كرده اند از سيّد سجّاد عليه السّلام كه
فرمود: بيرون شديم با پدرم حسين عليه السّلام پس فرود نيامد در منزلى و كوچ
نكرد از آنجا مگر آنكه ياد نمود يحيى بن زكريا را. و روزى فرمود كه از
پستى اين جهان بود كه سر يحيى را هديه فرستادند براى زن زناكارى از بنى
اسرائيل (477) و بعيد نيست كه تكرار ذكر امام حسين عليه السّلام ، يحيى
عليه السّلام را اشاره به همين معنى بوده باشد؛ امّا وجه شباهت كه ما بين
اين دو مظلوم بوده پس بسيار است و ما به ذكر هشت وجه اكتفا مى كنيم :
اوّل
- آنكه همنامى براى اين هر دو معصوم پيش از تسميه آنها نبوده ، چنانچه در
روايات عديده وارد است كه نام يحيى و حضرت حسين عليهماالسّلام را كسى پيش
از اين دو مظلوم نداشته ؛
دوّم - آنكه مدّت حمل هر دو شش ماه بوده ، چنانچه در جمله اى از روايات وارد است؛
سوّم
- آنكه قبل از ولادت هر دو، اخبار و وحى آسمانى به ولادت و شرح مجارى
احوال هر دو آمد چنانچه مشروحاً در باب ولادت حضرت الشهداء عليه السّلام و
درتفسير آيه : (وَحَمَلَتْهُ اُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضعَتْهُ كُرهاً) (478)
محدّثين ومفسّرين نقل كرده اند.
چهارم - گريستن آسمان بر هردوكه در
روايت فريقين در تفسير آيه كريمه فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ
الْاَرْضُ (479) وارد است . و قطب راوندى روايت كرده بَكَتِ السَّماءُ
عَلَيهِما اَرْبَعينَ صَباحاً، الخ...(480).
پنجم - آنكه قاتل هر دو ولد
زنا بوده و در اين باب چندين روايت وارد شده بلكه از حضرت باقر عليه
السّلام مروى است كه انبياء را نكشد مگر اولاد زنا(481)
ششم - آنكه سر
هر دو را در طشت طلا نهادند و براى زنا كاران و زنا زادگان هديه بردند
چنانچه در جمله اى از روايات هست لكن تفاوتى كه هست سر يحيى عليه السّلام
را در طشت بريدند كه خون او به زمين نرسد تا سبب غضب الهى نشود لكن كفّار
كوفه و اتباع بنى اميّه - لعنهم اللّه - اين رعايت را از حضرت سيّد الشهداء
عليه السّلام نكردند.
وَ لَنِعمَ ما قيلَ:
شعر :
حيف است خون حلق تو ريزد بروى خاك
يحياى من! اجازه كه طشتى بياورم!
هفتم
- تكلّم سر يحيى عليه السّلام چنانچه در (تفسير قمّى ) است ، و تكلّم سر
مطهّر جناب سيدالشهداء عليه السّلام چنانچه در مقام خود گذشت .(482)
هشتم
- انتقام الهى براى يحيى و امام حسين عليهماالسّلام به كشته شدن هفتاد
هزار تن چنانچه در خبر (مَناقِب) است (483). و از تطبيق حال حضرت سيّد
الشهداء با حضرت يحيى عليهماالسّلام معلوم مى شود سرّ احاديث وارده كه آنچه
در اُمَم سابقه واقع شده در اين امّت واقع شود، حَذْوَ النّعلِ بالنّعلِ و
القُذَّةِ بالقُذَّةِ [=آنگونه که دو لنگه کفش با هم برابری کنند و دو پَر
تیر با هم) واللّهُ العالمُ .
و امّا وصيّت جابر به عطيّه كه: دوست
دار دوست آل محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را... الخ ، شبيه به همين
را نوشته حضرت امام رضا عليه السّلام براى جَمّال خويش به اين عبارت : كُنْ
مُحِبّاً لاَِّلِ مُحَمَّدٍ – علیهِمُ [الصَّلاةُ و] السّلامُ - وَ اِنْ
كُنْتَ فاسِقاً، وَ مُحِبّاً لِمُحِبِّهِمْ وَ اِنْ كانُوا فاسِقينَ [=
دوستدار آل محمّد ص باش، اگرچه خودت فاسق و گنهکار باشی؛ و دوستدار دوستدار
ایشان باش، اگرچه ایشان نیز فاسق و گناهکار باشند].(484)
قطب راوندى در
(دعوات) فرموده كه اين مكتوب شريف الآن نزد بعضى از اهل (كَرمَند) - كه
قريه ايست از ناحيه ما [=راوند کاشان] به اصفهان - موجود است و واقعه اش آن
است كه مردى از اهل آن قريه جمّال مولاى ما ابوالحسن عليه السّلام بوده و
در زمان توجّه آن سلطان ايمان به سمت خراسان ، چون خواسته از خدمت آن حضرت
مرخّص شود عرض كرده يابن رسول اللّه مرا مشرّف فرما به چيزى از خطّ مباركت
كه تبرّك جويم به آن و آن مرد از عامّه بوده پس حضرت اين مكتوب را به او
عنايت فرموده (485).
ماجرای آمدن جابر در روز اربعین به روایت رهبر انقلاب
حضرت
آیتالله خامنهای اهمیت اربعین اباعبدالله(علیه السلام) را در احیاگری
فلسفهی شهادت و استمرار نهضت ظلمستیزانهی امام حسین(علیه السلام)
میدانند و درس بزرگ آن را زنده نگه داشتن یاد و خاطرهی شهادت در مقابل
تبلیغات دشمن معرفی مینمایند.
آنچه در ادامه میآید گزیدهای از
«روایت تاریخی واقعهی اربعین» در بیانات رهبر انقلاب اسلامی است كه ضمن
شرح تاریخی ماجرا به تبیین اهمیت و ابعاد موضوع میپردازد:
ماجرای ورود جابربن عبدالله انصاری به مزار امام حسین(ع) در اربعین

چه
آمدن خاندان پيغمبر در روز اربعين به كربلا - كه بعضى روايت كردهاند -
درست باشد يا درست نباشد، ظاهرا در اين ترديدى نيست كه جابربنعبدالله
انصارى به همراه يكى از بزرگان تابعين - كه نام او را بعضى عطيه گفتهاند،
بعضى عطا گفتهاند و احتمال دارد عطيه بنحارث كوفى حمدانى باشد؛ بههرحال
يكى از بزرگان تابعين است كه در كوفه ساكن بوده - اين راه را طى كردند و در
اين روز بر سر مزار شهيد كربلا حاضر شدند. شروع جاذبهى مغناطيس حسينى، در
روز اربعين است. جابربنعبدالله را از مدينه بلند مىكند و به كربلا
مىكشد. اين، همان مغناطيسى است كه امروز هم با گذشت قرنهاى متمادى، در دل
من و شماست. كسانى كه معرفت به اهلبيت دارند، عشق و شور به كربلا هميشه در
دلشان زنده است. اين از آن روز شروع شده است. عشق به تربت حسينى و به مرقد
سرور شهيدان - سيدالشهدا - .
جابربنعبدالله جزو
مجاهدين صدر اول است؛ از اصحاب بدر است؛ يعنى قبل از ولادت امام حسين،
جابربنعبدالله، در خدمت پيغمبر بوده و در كنار او جهاد كرده است. كودكى،
ولادت و نشو و نماى حسينبنعلى (عليهالسلام) را به چشم خود ديده است.
جابربنعبدالله به طور حتم بارها ديده بود كه پيغمبر اكرم، حسينبنعلى را
در آغوش مىگرفت، چشمهاى او را مىبوسيد، صورت او را مىبوسيد، پيغمبر به
دست خود در دهان حسينبنعلى غذا مىگذاشت و به او آب مىداد؛ اينها را به
احتمال زياد جابربنعبدالله به چشم خود ديده بود. جابربنعبدالله به طور
حتم از پيغمبر به گوش خودش شنيده باشد كه حسن و حسين سرور جوانان اهل
بهشتاند. بعدها هم بعد از پيغمبر، موقعيت امام حسين، شخصيت امام حسين - چه
در زمان خلفا، چه در زمان اميرالمومنين، چه در مدينه و چه در كوفه - اينها
همه جلو چشم جابربنعبدالله انصارى است. حالا جابر شنيده است كه
حسينبنعلى را به شهادت رساندهاند. جگرگوشهى پيغمبر را با لب تشنه شهيد
كردهاند. از مدينه راه افتاده است؛ از كوفه، عطيه با او همراه شده است.
عطيه
روايت مىكند كه: «جابربنعبدالله به كنار شط فرات آمد، آنجا غسل كرد،
جامهى سفيد و تميز پوشيد و بعد با گامهاى آهسته، با احترام به سمت قبر
امام حسين (عليهالسلام) روانه شد. آن روايتى كه من ديدم اينطور است،
مىگويد: وقتى به قبر رسيد، سه مرتبه با صداى بلند گفت: «الله اكبر، الله
اكبر، الله اكبر»؛ يعنى وقتى كه مىبيند كه چطور آن جگرگوشهى پيغمبر و
زهرا را، دست غارتگر شهوات طغيانگران، اينطور با مظلوميت به شهادت رسانده،
تكبير مىگويد. بعد مىگويد: از كثرت اندوه، جابربنعبدالله روى قبر امام
حسين از حال رفت، غش كرد و افتاد. نمىدانيم چه گذشته است، اما در اين
روايت مىگويد، وقتى به هوش آمد، شروع كرد با امام حسين صحبت كردن: «السلام
عليكم يا آل الله، السلام عليكم يا صفوه الله». ۱۳۸۵/۰۱/۰۱
اربعین؛ نشانگر تدبیر خاندان پیامبر(ص) و احیاگر حقیقت شهادت
اساسا
اهميت اربعين در آن است كه در اين روز، با تدبير الهى خاندان پيامبر(ص)،
ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد و اين كار پايهگذارى گرديد. اگر
بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبيل شهادت
حسينبنعلى(عليهالسلام) در عاشورا - به حفظ ياد و آثار شهادت كمر نبندند،
نسلهاى بعد، از دستاورد شهادت استفادهى زيادى نخواهند برد. درست است كه
خداى متعال، شهدا را در همين دنيا هم زنده نگه مىدارد و شهيد به طور قهرى
در تاريخ و ياد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبيعىيى كه خداى متعال براى
اين كار - مثل همهى كارها - قرار داده است، همين چيزى است كه در اختيار و
ارادهى ماست. ما هستيم كه با تصميم درست و بجا، مىتوانيم ياد شهدا و
خاطره و فلسفهى شهادت را احيا كنيم و زنده نگهداريم. اگر
زينبكبرى(سلاماللهعليها) و امام سجاد(صلواتاللهعليه) در طول آن
روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه
شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زيارت كربلا و بعد عزيمت به مدينه
و سپس در طول سالهاى متمادى كه اين بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و
تبيين و افشاگرى نكرده بودند و حقيقت فلسفهى عاشورا و هدف حسينبنعلى و
ظلم دشمن را بيان نمىكردند، واقعهى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و
مشتعل باقى نمىماند.
چرا امام
صادق(عليهالصلاهوالسلام) - طبق روايت - فرمودند كه هر كس يك بيت شعر
دربارهى حادثهى عاشورا بگويد و كسانى را با آن بيت شعر بگرياند، خداوند
بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟چون تمام دستگاههاى تبليغاتى، براى منزوى
كردن و در ظلمت نگهداشتن مسالهى عاشورا و كلا مسالهى اهلبيت، تجهيز شده
بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضيه چه بود. تبليغ، اينگونه است.
آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از
تبليغات دروغ و مغرضانه و شيطنتآميز مىكردند. در چنين فضايى، مگر ممكن
بود قضيهى عاشورا - كه با اين عظمت در بيابانى در گوشهيى از دنياى اسلام
اتفاق افتاده - با اين تپش و نشاط باقى بماند؟ يقينا بدون آن تلاشها، از
بين مىرفت.
درسى كه اربعين به ما مىدهد، اين است كه بايد ياد حقيقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبليغات دشمن زنده نگهداشت. ۱۳۶۸/۰۶/۲۹
اربعین؛ سرآغاز گسترش جریان مبارزه با ظلم بعد از حادثه عاشورا
اربعين
در حادثهى كربلا يك شروع بود؛ يك آغاز بود. بعد از آنكه قضيهى كربلا
انجام گرفت- آن فاجعهى بزرگ اتفاق افتاد- و فداكارى بىنظير ابا عبد الله
(عليهالسلام) و اصحاب و ياران و خانوادهاش در آن محيط محدود واقع شد،
حادثهى اسارتها پيام را بايد منتشر مىكرد و خطبهها و افشاگرىها و
حقيقتگوئىهاى حضرت زينب (سلاماللهعليها) و امام سجاد (عليه الصلاه و
السلام) مثل يك رسانهى پرقدرت بايد فكر و حادثه و هدف و جهتگيرى را در
محدودهى وسيعى منتشر مىكرد؛ و كرد. خاصيت محيط اختناق اين است كه مردم
فرصت و جرئت اين را پيدا نمىكنند كه حقايقى را كه فهميدهاند، در عمل
خودشان نشان بدهند؛ چون اولا دستگاه ظالم و مستبد نمىگذارد مردم بفهمند و
اگر فهم مردم از دست او خارج شد و فهميدند، نمىگذارد به آنچه فهميدهاند،
عمل كنند. در كوفه، در شام، در بين راه، خيلىها از زبان زينب كبرى
(سلاماللهعليها) يا امام سجاد (عليه الصلاه و السلام) يا از ديدن وضع
اسرا، خيلى چيزها را فهميدند، ولى كى جرئت مىكرد، كى توانائى اين را داشت
كه در مقابل آن دستگاه ظلم و استكبار و استبداد و اختناق، آنچه را كه
فهميده است، بروز دهد؟ مثل يك عقدهاى در گلوى مومنين باقى بود. اين عقده
روز اربعين اولين نشتر را خورد؛ اولين جوشش در روز اربعين در كربلا اتفاق
افتاد.
مرحوم سيد بن طاووس- و بزرگان- نوشتهاند
كه وقتى كاروان اسرا، يعنى جناب زينب (سلاماللهعليها) و بقيه در اربعين
وارد كربلا شدند، در آنجا فقط جابر بن عبد الله انصارى و عطيهى عوفى
نبودند، «رجال من بنى هاشم»؛ عدهاى از بنى هاشم، عدهاى از ياران بر گرد
تربت سيدالشهدا جمع شده بودند و به استقبال زينب كبرى آمدند. شايد اين
سياست ولائى هم كه زينب كبرى اصرار كرد كه برويم به كربلا- در مراجعت از
شام- به خاطر همين بود كه اين اجتماع كوچك اما پرمعنا، در آنجا حاصل شود.
حالا بعضى استبعاد كردند كه چطور ممكن است تا اربعين به كربلا رسيده باشند.
مرحوم شهيد آيتالله قاضى يك نوشتهى مفصلى دارد، اثبات مىكنند كه نه،
ممكن است كه اين اتفاق افتاده باشد. به هر حال آنچه در كلمات بزرگان و قدما
هست، اين است كه وقتى زينب كبرى و مجموعهى اهل بيت وارد كربلا شدند،
عطيهى عوفى و جناب جابر بن عبد الله و رجالى از بنى هاشم در آنجا حضور
داشتند. اين نشانه و نمونهاى از تحقق آن هدفى است كه با شهادتها بايد تحقق
پيدا مىكرد؛ يعنى گسترش اين فكر و جرئت دادن به مردم. از همينجا بود كه
ماجراى توابين به وجود آمد؛ اگرچه ماجراى توابين سركوب شد؛ اما بعد با
فاصلهى كوتاهى ماجراى قيام مختار و بقيهى آن دلاوران كوفه اتفاق افتاد و
نتيجهى در هم پيچيده شدن دودمان بنىاميهى ظالم و خبيث بر اثر همين شد.
البته بعد از او سلسلهى مروانىها آمدند؛ اما مبارزه ادامه پيدا كرد؛ راه
باز شد. اين خصوصيت اربعين است. يعنى در اربعين افشاگرى هم هست، عمل هم
هست، تحقق هدفهاى آن افشاگرى هم در اربعين وجود دارد. ۱۳۸۷/۱۱/۲۸
روضه آیت الله مجتهدی تهرانی در روز اربعین + صوت
چرا به زیارت اربعین توصیه شده است؟
با
فرا رسیدن اربعین حسینی شور غیر قابل وصفی شیعیان و دوستداران حضرت ابا
عبدالله علیه السلام را در بر میگیرد. راز و رمز این همه دلدادگی و تکاپو
برای زیارت کردن سید الشهداء علیه السلام در روز اربعین چیست؟ این کشش و
میل درونی فراتر از یک سفارش معمولی از سوی بزرگان دینی است. که سفارشات
بزرگان بر بسیاری از اعمال مستحب و حتی واجب بسیار است اما داستان اربعین و
زیارت امام حسین علیه السلام در روز بیستم صفر حساب دیگری دارد. چرا در
میان زیارات مخصوصی که برای امام حسین صلوات الله علیه وارد شده است زیارت
اربعین جایگاه ویژهای دارد. درباره اربعین سۆالات دیگری نیز مطرح است:
اینکه چرا بزرگان دینی به زیارت اربعین این قدر توصیه کردهاند؟ نقش اربعین
در تداوم قیام عاشورا چیست؟
چرا به زیارت اربعین توصیه شده است؟
در
قرآن توصیه شده است که مۆمنان ایام الله را یاد آور شوند تا این روزهای
بزرگ الهی فراموش نشود. اربعین در تداوم واقعه کربلا است؛ از این رو برای
پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ایام الله است در روز اربعین عاشقان حسینی
با حرکت امام حسین علیه السلام تجدید عهد میکنند و این تجدید عهد را در
بهترین وجه خود یعنی رفتن به زیارت کربلا ابراز مینمایند.
از
این روست که در روایت امام حسن عسکری علیه السلام، زیارت کردن امام حسین
علیه السلام در روز اربعین را از علائم مۆمن دانستهاند. امام حسن عسکرى
علیه السلام فرموده است: پنج چیز از نشانههاى مۆمن است. گزاردن پنجاه و یک
رکعت نماز واجب و نافله و زیارت اربعین و انگشتر در دست راست کردن و
پیشانى بر خاک ساییدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم. [۱]
یکی
از دلایلی که باعث شده این روز، روز مخصوص زیارتی امام حسین علیه السلام
باشد این است که در این روز سر مقدس حضرت به بدن شریفش ملحق شد. «سید مرتضى
در بعضى از مسائل خود فرموده: سر مقدس امام حسین علیه السلام از شام به
کربلا برگشت و به بدن مبارکش ملحق شد. طوسى فرمود: زیارت اربعین از
همان است.» [۲]
اولین احیاکنندگان اربعین عاشورا چه کسانی بودند؟
در
برخی نقلها آمده است که اولین زائر امام حسین علیه السلام جابر بن
عبدالله انصاری از صحابی جلیل القدر رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است
که به همراه عطیه در روز اربعین شهادت امام به کربلا آمد و حضرت را زیارت
نمود.
عَنْ
عَطِیَّةَ الْعَوْفِیِّ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ
اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ زَائِرَیْنِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ
بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهماالسلام فَلَمَّا وَرَدْنَا کَرْبَلَاء.. [۳]
عطیة
بن سعد بن جنادة العوفى از علمای بزرگ زمان خود است که در مورد او گفته
شده است «انه أول من زار الحسین علیه السلام مع جابر الأنصاری.» [۴]
اولین کسی است که با جابر، امام حسین علیه السلام را زیارت کرد.
عطیه
عوفى گوید: همراه جابر بن عبد اللَّه انصارى براى زیارت قبر امام حسین
علیه السّلام بیرون شدیم، هنگامى که وارد کربلا شدیم جابر به نزدیک شط فرات
رفت و غسل نمود، بعد لنگى به کمر بست و پارچهاى را هم به دوش افکند، و
کیسهاى بیرون آورد و مقدارى سعد بر خود پاشید. پس در حالى که مشغول ذکر
خداوند بود به طرف قبر حرکت کرد هنگامى که نزدیک قبر رسید گفت: دست مرا
بالاى قبر بگذارید، من هم دست او را روى قبر نهادم او از حال رفت و بىهوش
گردید من مقدارى آب به صورت او پاشیدم و او به حال آمد. بعد از این گفت: اى
حسین، و سه بار این کلمه را تکرار کردند و بعد گفت: دوست جواب دوست را
نمىدهد، سپس گفت: چگونه جواب مرا بدهى که سرت را از بدنت جدا کردهاند و
رگهایت را قطع نمودهاند، من گواهى مىدهم که تو فرزند پیامبران هستى و
فرزند سرور مۆمنان مىباشى. اى حسین تو با تقوى هم پیمان بودى و ریشه هدایت
به شمار مىرفتى، تو پنجمین نفر از اصحاب کسا هستى، تو فرزند سید نقباء
مىباشى، تو فرزند فاطمه زهرائى... [۵]
همچنین
زیارت اهل بیت علیهم السلام در اولین اربعین نیز نقل شده است، هر چند در
اینکه ایشان در اولین اربعین به کربلا رفتهاند یا اربعین سال بعد اختلاف
است اما آنجه دارای اهمیت است این است که سنت زیارت اربعین توسط اهل بیت
علیهم السلام احیاء شده است و شیعیان به تبعیت از ایشان هر ساله به زیارت
قبر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام میروند و الا زیارت جابر هر چند
از اصحاب پیامبر خداست اما موجب ترغیب به خصوص شیعیان نمیتوانست باشد.
بلکه نگاه مۆمنان به سیره عملی اهل بیت علیهم السلام بوده است و نه کس
دیگر.
در
نقل دیگر گفته شده است که عبدالله حرّ جعفی که از یاری امام در کربلا دریغ
ورزید بعد از دیدار با عبیدالله بن زیاد به سمت کربلا حرکت کرد و در رسای
امام به نوحه سرایی پرداخت.
اولین زائر کوفى بر مزار سید شهیدان
[عبیدالله بن حر از کوفه] خارج شد و به کربلا آمد و در آنجا [اشعارى به این مضمون] گفت:
-
فرمانده خیانتکار، فرزند خیانت پیشه به من مىگوید چرا تو با آن شهید
[فرزند فاطمه] جنگ نکردى؟! - آرى، پشیمانم که چرا او را یارى نکردهام،
بلى هر شخصى که [به موقع] توفیق نیابد، پشیمان خواهد گردید.
- من از اینکه از حامیانش نبودهام حسرتى در خود احساس مىکنم که هرگز از من جدا نخواهد شد.
- خدا روان کسانى را که در نصرتش کمر همت بستهاند از باران [رحمت خویش] همواره سیراب گرداند.
- [اکنون] که بر قبور و جایگاه آنان ایستادهام اشکم ریزان است و نزدیک است جگرم پاره شود. [۶]
در امتداد عاشورا
پس
آنچه میتوان راز زیارت اربعین امام حسین علیه السلام در کربلا دانست نقش
این روز در تداوم قیام حسینی است. شواهد خارجی و نحوه برخورد شیعیان به این
روز نیز همین را تأیید میکند. اینکه ائمه علیهم السلام عمل جابر را مورد
تحسین قرار دادند و بنا بر نقلی خود اهل بیت علیهم السلام در اربعین به
زیارت ایشان رفتند و اینکه زیارتنامه مخصوص برای اربعین از امام صادق علیه
السلام وارد شده است همه نشان از جایگاه ویژه اربعین در ماندگاری واقعه
عاشوراست.
پی نوشتها:
۱. نصایح، احمد جنتى، ص: ۲۳۱
۲.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت امام حسن
مجتبى علیه السلام (ترجمه جلد ۴۴ بحار الأنوار)، ۱جلد، اسلامیه - تهران،
چاپ: دوم، ۱۳۶۲ ش.؛ ص۲۱۲
۳. عماد الدین طبرى، بشارة المصطفی، نجف: المکتبة الحیدریة، چاپ دوم، ۱۳۸۳ ق، ص ۷۵
۴.
ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمیر المۆمنین و الأئمة من
ولده علیهم السلام من طریق العامة، ۱جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة
تعالى فرجة الشریف - ایران؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۷ق. ص۳۶
۵.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - عطاردى قوچانى، عزیز الله، ایمان و کفر،
۲جلد، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، ۱۳۷۸ ش. ج۱؛ ص۲۵۸
۶.
ابو مخنف کوفى، لوط بن یحیى - سلیمانى، جواد، نخستین گزارش مستند از نهضت
عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ، ۱جلد، مۆسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى - قم،
چاپ: دوم، ۱۳۸۰ ش، ص۲۰۴-۲۰۵
پیاده روی اربعین و اهمیت آن از منظر آیت الله بهجت
آیتالله
بهجت میگوید: امام زمان(عج) پس از ظهور، خود را به واسطه امام حسین(ع) به
همه عالم معرفی میکند، بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین(ع)
را شناخته باشند و پیادهروی اربعین بهترین فرصت برای این کار است.
از
هنگامی که نخستین زائر مضجع منور اباعبدالله الحسین(ع)، جابر بن عبدالله
انصاری در روز اربعین از مدینه به سمت کربلا رهسپار شد تا کنون ۱۳۷۳ سال
میگذرد.
در این سالها علما و اولیای الهی برای
زیارت سیدالشهدا(ع) در روز اربعین اهمیت و جایگاه والایی قائل بودند و با
پای پیاده از نجف اشرف به سوی کربلا رهسپار میشدند، بیشک جابر بن
عبدالله، نخستین زائر کربلای معلی در روز اربعین سال ۶۱ هجری است، این سنت
حسنه نیز در سالهای حضور ائمه معصومین(ع) با وجود حکومت سفاک و خونریز
اموی و عباسی انجام شده است.
سنت پیادهروی اربعین در زمان شیخ انصاری وجود داشته است/ احیاگر سنت پیادهروی بعد از شیخ انصاری که بود؟
در
برخی از روایات تاریخی بیان شده است که زیارت کربلا با پای پیاده در زمان
«شیخ انصاری»(متوفی سال ۱۲۸۱ قمری) رسم بوده است، اما در برههای از زمان
به ورطه فراموشی سپرده میشود که در نهایت توسط «شیخ میرزا حسین نوری»
دوباره احیا میشود.
این عالم بزرگوار اولین بار
در عید قربان به پیادهروی از نجف تا کربلا اقدام کرد که ۳ روز در راه بود و
حدود ۳۰ نفر از دوستان و اطرافیانش وی را همراهی میکردند، نیز با وی
بودند، «محدث نوری» از آن پس تصمیم گرفت، هر سال این کار را تکرار کند،
ایشان آخرین بار در سال ۱۳۱۹ هجری با پای پیاده به زیارت حرم أباعبدالله
حسین(ع) رفت.
آداب اربعین از منظر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
آری!
از آن پس بسیاری از عاشقان اهلبیت و امام حسین(ع) و نیز برخی علما و حتی
مراجع تقلید با پای پیاده به کربلا سفر کردهاند، میرزا جواد آقا ملکی
تبریزی یکی از مراجع عالیقدر جهان تشیع که خود بارها با پای پیاده از عتبه
علویه، رهسپار عتبه حسینی شده است، درباره مراقبه و بزرگداشت روز اربعین
حسینی چنین میگوید: «به هر روی بر مراقبه کننده لازم است که بیستم
صفر(اربعین) را برای خود روز حزن و ماتم قرار داده بکوشد که امام شهید را
در مزار حضرتش(ع) زیارت کند، هر چند تنها یک بار در تمام عمرش باشد،
چنانکه حدیث شریف، علامتهای مؤمن را پنج امر ذکر کرده است: ۵۱ رکعت نماز
در شبانه روز، زیارت اربعین،انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک
گذاشتن و بلند بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ گفتن در نمازها».(ترجمه
المراقبات، کریم فیضی، صفحه ۸۵)
خاطره خواندنی آیتالله مکارم شیرازی از پیادهروی روز اربعین
آیتالله
ناصر مکارم شیرازی نیز که در دوران طلبگی سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰ هجری قمری
در نجف اشرف ساکن بوده است، این مرجع تقلید دو بار توفیق پیادهروی از نجف
تا کربلا را داشته است. وی با پای برهنه از مسیر شط (رودخانه) که حدود ۲۰
کیلومتر طولانیتر از مسیر کنونی نجف کربلاست و حدود ۳ روز به طول
میانجامید، به زیارت اباعبدالله الحسین(ع) مشرف شدند.
آیتالله
مکارم شیرازی با اشاره به خاطره پیادهروی از نجف به سوی کربلا، میگوید:
وقتی به یکی از این مُضیفها رسیدیم، صاحب مضیف دعوت و اصرار کرد که مهمان
او بشویم و آنجا استراحت کنیم، به او توضیح دادیم که چون امروز کم راه
رفتهایم و باید مسافت بیشتری را طی کنیم، فرصت ماندن نداریم، پس از کمی
اصرار او و امتناع ما، ناگهان صاحب مضیف که معلوم بود چند وقتی است که
مهمان برایش نرسیده و از این بابت خیلی ناراحت است، ناگهان چاقویش را در
آورد و تهدید کرد که من مدتی است مهمان برایم نیامده است و شما حتماً باید
مهمان ما بشوید! اینقدر مهمانی کردن زائر امام حسین(ع) در نزد اینها اهمیت و
ارزش داشت. … البته بالاخره بعد از اینکه توضیح بیشتری برایش دادیم و قول
دادیم که از طرف او زیارت کنیم، اجازه داد که ما برویم.
ثواب پیادهرفتن به زیارت سیدالشهدا(ع) به روایت امام صادق(ع)
شاید
این سؤال در ذهن متبادر شود که چرا زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین
حسینی تأکید و توصیه شده است، چرا باید این مراسم همراه با هیاهو و شور
خاصی اجرا شود، در ادامه روایتی از امام صادق(ع) بیان میکنیم که به خوبی
زوایای پنهان این موضوع را آشکار میسازد:
امام
صادق(ع) درباره ثواب زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده میفرماید: کسى که با
پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمىدارد یک
حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مىفرماید و یک درجه مرتبهاش را
بالا مىبرد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مىفرماید
که آنچه خیر از دهان او خارج میشود را نوشته و آنچه شر و بد است را
ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مىگویند: اى ولىّ خدا!
گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهلبیت
رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز
تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد.(کامل الزیارات ص۱۳۴)
*نظر مقام معظم رهبری درباره اربعین حسینی
حضرت
آیتالله سید علی خامنهای رهبر معظم انقلاب نیز درباره اهمیت پاسداشت و
بزرگداشت روز اربعین حسینی در اول فرودین سال ۱۳۸۵ چنین بیان کردند: «شروع
جاذبه مغناطیسی حسینی در روز اربعین است، جابربن عبدالله را از مدینه بلند
میکند و به کربلا میکشند، این همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت
قرنهای متمادی در دل من و شما هست».
چرایی اهمیت پیادهروی روز اربعین از منظر بهجت العرفا
بهجت
العرفا آیتالله محمدتقی بهجت فومنی درباره نقش پیادهروی روز اربعین
میگوید: روایت دارد که امام زمان(عج) که ظهور فرمود، پنج ندا میکند به
اهل عالم، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً،
اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا،… امام زمان
خودش را به واسطه امام حسین(ع) به همه عالم معرفی میکنند … بنابراین در آن
زمان باید همه مردم عالم، حسین(ع) را شناخته باشند… اما الان هنوز همه
مردم عالم، حسین(ع) را نمیشناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای
سیدالشهدا(ع) طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیادهروی
اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین(ع) به عالم است.
با
اینکه زیارت سیدالشهدا(ع) در اکثر برهههای تاریخی به سختی انجام میشد و
جان زائران در خطر بود، اما با این وجود عاشقانه خطرات را به جان
میخریدند و به پابوسی امام حسین(ع) در روز اربعین نائل میشدند.
شور حسینی ده ساله مردم عراق، پس از سقوط صدام/ اربعین بزرگترین اجتماع شیعی در جهان
نتایج
تحقیقات خبرنگار فارس نشان میدهد پیادهروی مراجع و علما تا زمان صدام
ادامه داشته است، اما از زمانی که او در سال ۱۳۵۸ (۱۴۰۰ قمری) به ریاست
جمهوری عراق رسید تا زمانی که در سال ۱۳۸۱ شمسی (۱۴۲۴) قمری سقوط کرد،
وقفهای در اجرای مراسم عزاداری با شکوه و پیادهرویهای دسته جمعی ایجاد
شد، هر چند که برخی اخبار حکایت از پیادهروی مخفی مردم در زمان صدام داشته
است که گاهی منجر به شهادت این افراد توسط نیرویهای بعث شده، اما مردم
عراق با سقوط صدام، بار دیگر عشق و علاقه وصفناپذیر خود به امام حسین(ع)
را طی این ۱۰ سال به جهانیان ثابت کردهاند که در کنار دیگر محبان و شیعیان
اهلبیت از کشورهای ایران، لبنان، پاکستان، هند، لبنان، قطر، امارات،
کویت، بحرین و … مراسم اربعین حسینی را با شکوهتر از سال قبل اجرا
میکنند.