نماد
معاني كه به صورت نمادين در روابط
انساني جريان پيدا ميكند، به واسطة هنر بسيار مؤثرتراست. ميشود و سينما يكي از تأثير
گذارترين هنرهاستهنگامي
كه فيلم شيطان در تاريخ 6/6/1976 پخش كسي فكر نميكرد كه چقدر مؤثر واقع شود به
طوري كه هنگام پخش نسخة دوم اين فيلم در تاريخ 6/6/2006 بسياري از مردم از خانه
بيرون نيامدند تا پر شيطان به آنها نگيرد و عدهاي هم كارهاي مهم خود را نظير
عروسي و غيره به اين روز انداخته بودند تا از نيروي شيطان بهرهمند شوند.گويا اعتقاد به نيروي شيطان نيز
در اين بين نقش مهمي دارد
يكي ديگر از عوامل گسترش شيطانگرايي
و شيطانپرستي اين است كه شيطان را منشأ قدرت معرفي ميكنند
و كاميابي و موفقيت در زندگي را در روزگار غلبة
شيطان در گرو دست دادن با او و سپردن روح
خود به شيطان اعلام ميكنند شيطانگرايان ميگويند ما در دوران غلبة شر بر خير
زندگي ميكنيم و اين نشانة غلبة شيطان بر خداست، پس نيروي غالب نيروي شيطان است و
در صورت همراهي با او ميتوان به نيروي لازم براي رسيدن به اهداف و آرزوها دست
يافت، در حاليكه واقعيت چيز ديگري است. ما در دورة مهلت يافتن شيطان و متأسفانه
سستي انسان به سر ميبريم. شيطان نه تنها رقيب خداوند نيست، بلكه رقيب انسان هم
نيست و اگر انسان به خود بيايد و به خدا پناه ببرد شيطان در برابر او عاجز و ذليل
خواهد شد. قرآن كريم ميفرمايد: نيرنگ شيطان ضعيف است.(نساء/76) و سلطهاي بر اهل
ايمان و توكل كنندگان ندارد،(نحل/99) سلطة او فقط بر كساني است كه به او دل سپرده
و فرمانش را ميپذيرند و او را شريك پروردگارشان ميپندارند. (نحل/100)
جنبش شيطانگرايي در راستاي
جا انداختن اين دروغ بزرگ كه در دوران غلبة نيروي شيطان به سر ميبريم، دست به
فعاليتهاي تبليغي گستردهاي زده است. از جمله توليد فيلمهايي نظير كودك تولد
شيطان رااعلام كرد، تولدي كه همه از آن خوشحال اند و او را فرزند قدرتمندترين
قدرتمندان ميدانند. سپس در فيلم دروازه نهم (1999) شيطان را به صورت نيرويي كه
غلبه يافته معرفي ميكند. نيرويي كه خيلي از مردم و حتي افراد شاخص نظير اساتيد
دانشگاه و ثروتمندان در جستجوي راهي براي سپردن روح و جسم خود به او و متقابلاً
برخورداري از قدرت او هستند.
سرانجام در فيلم گابريل توليد سال 2008، ميبينيم كه زمين را ظلمت و پليدي
فرا گرفته
(4)
و خداوند فرشتگان را براي نجات زمين ميفرستد؛ اما آنها نيز آلوده ميشوند
و در پايان گابريل كه همان جبرئيل است با دلخوري از خداوند، دست از زمين ميكشد و به آسمان صعود ميكند، تا
نگذارد كه خدا فرشتگان ديگر را به زمين بفرستد. اين فيلمها كه با تكنيكهاي بالا
و جذابيتهاي زياد داستاني توليد ميشود، در نهايت باور يا دست كم اين احتمال را
تقويت ميكند كه نيرويي به نام نيروي شيطان وجود دارد و پيوستن به او بسيار مفيد و
مؤثر است
يكي ديگر از عوامل
جذابيت و رويآوري به جنبش شيطاني كه بسيار شيطنت آميز به كار گرفته شده، ميل به
انتقاد و اعتراض در جوانان است.
بدون شك مدل زندگي ما كه بر اساس اهداف و برنامههاي
تمدن غرب شكل گرفته با فطرت و طبيعت انسان ناسازگار و خيلي آزار دهنده است. نظام
اقتصادي، سياسي، آموزشي، فرهنگي و اجتماعي ما - منظورم از ما تمام مردم دنياست -
ظالمانه و سرشار از تباهي است.. اما نشانههاي اين تباهي كه در تار و پود تمدن
معاصر و زندگي ما پيچيده، افسردگيها، اضطرابها، رنجهاي بيهوده، ارزشهاي پوچ
نظير پول، مدرك، مدالها و جوايز مسخرة بین المللی و هزاران پديدة موهوم و بيمعناي
ديگر است. نوجوان و جواني كه تازه با اين عرصه آشنا ميشود
و هنوز اين
هنجارهاي بيمعنا را دروني نكرده ستم و تجاوز به حريم خود را كاملاً احساس ميكند.
و به سركشي رو ميآورد. دقيقاً به همين علت در دهة(1960) شاهد جنبشهاي دانشجويي
وسيع در آمريكا و اروپا بوديم. دقيقاً در اوج اين جنبشها بود كه پديدهاي به نام
موسيقي متال به عنوان موسيقي اعتراض به بوجود آمد. آن جنبشها و اين سبك موسيقي در
ابتدا اهداف بسيار درستي داشتاهدافي نظير مخالفت با مصرفگرايي، فاصلة فقير و غني،
سرمايهداري، جنگ، فرسايش روابط انساني و... مثلا ً جوانان ميرفتند و از زبالهها
لباسهاي پاره پيدا ميكردند و ميپوشيدند تا به اختلاف طبقاتي و بيعدالتي اعتراض
كنند، داد و فرياد راه ميانداختند، ويژگي موسيقي متال فرياد، حرفهاي اهانت آميز و
سروصداي بلند است. البته روشهايي كه از سوي اين جوانان به كار برده ميشد هميشه
درست نبود اما اهداف خوبي در كار بود. ديري نگذشت كه اين جنبش به جهات انحرافي سوق
پيدا كرد. در بين شعارهايي نظير عشق به مردم و عدالت، دعوت به استفاده از ماريجوانا
و ساير مواد مخدر پيدا شد، گروه هاي موسيقي خود جوش مورد حمايت شركتهاي سرمايهداري
قرار گرفتند و گروههايي نظير هندريكس و گروه كِريم موسيقي متال را به سوي تجاري
شدن سوق دادند،
(5)
تاجايي كه امروزه خوانندگان معروف مثل مرلين منسون و گروههاي
مطرح متال كاملاً در خدمت نظام سرمايه داري قرار گرفتهاند و لباسهاي پاره با
قيمت گزاف در بوتيكهاي شيك به فروش ميرسد.
اين گروهها
از آنجا كه خلاف ارزشهاي اجتماعي حركت ميكردند و تندي و اهانت ورد زبانشان بود و
نهادهاي اجتماعي نظير اقتصاد، حكومت، آموزش، خانواده و دين را مورد حمله قرار ميدادند،
ظرفيت خوبي براي گرايشهاي شيطاني داشتند و از سوي دستهاي پنهان سرمايهداري به
همين سمت منحرف شدند، "ازي آزبورن" خوانندة گروه "بلك سبثكه شايد بتوان آن را پايه گذار
سبك متال معرفي کرد. اعلام كرد كه ما يك گروه موسيقي هويمتال هستيم ما هرگز به
دنبال تفکرات شیطانی نرفته ایم. و اين موضع گيري براي آن بود كه نشريات زيادي آنها
را به عنوان گروه شيطاني معرفي ميكردند و عدهاي باحالات، آداب و لباسهاي شيطانگرايي
در كنسرتهاي آنها حاضر ميشدند
به تدريج
گروههايي كه ديدند حال و هواي شيطاني مورد استقبال و تبليغات خوبي قرار ميگيرد و
مي تواند ثروت و شهرت خوبي براي آنها به ارمغان بياورد، دست به كارهاي شيطاني
زدند، از اينجا بود كه بلك متال يا متال جادويي و ساير شاخههاي موسيقي هوي متال
شكل گرفت. مثلاً گروهي مثل "نيروانا" كه نام خود را از بوديسم برگرفته و
به طور نااميدانهاي از رنج و پليدي سخن ميگويد، با پشتيباني شبكه
"ام.تي.وي" سبك متال آلترناتيو را مطرح كرد و به شهرت و ثروت فراواني
رسيد. و تا زمان خودكشي "كرت كوبين" (خوانندة اين گروه) پول هنگفتي را
به جيب تهيه كنندگان تلوزيوني خود سرازير كرداين سودهاي سرشار، در ديگر كشورها نيز با استقبال
مواجه شد. هدفي كه شركتهاي بزرگ در چند سال اخير دنبال كردهاند اين است كه مدل
بومي اين گروهها را در هر كشوري ايجاد كنند. گروههايي مثل "هدهانتز"
در آلمان و گروههاي "آنگرا" و "راپسودي" در آسياي جنوب شرقي
و نسخههايي از گروه ديسايد"
در ايران، نمونههاي قابل توجهي هستند.همانطور كه ميبينيد، كارتلهاي سرمايهداري
و سياسي با برنامه ريزي حساب شده و سوء استفاده از بيتوجهي مردم توانستند يك
تهديد جدي عليه خود را به فرصت تبديل كنند. و جواناني را كه ممكن بود نظام سلطه را
در هم بريزند و مدل ديگري براي زندگي بيابند، به سمت داد و فريادهاي بيهوده و
اعتراض بدون فكر و برنامه جهت دادند و همتشان اين شد كه چگونه پابهپاي گيتار
الكتريك فرياد بكشند و به زمين و زمان فحش بدهند. (6)
در واقع با استعداد و پول همين جوانان، نيروي تحول و اعتراض فعال را از آنها گرفتند!.
در راستاي كشف و حمايت و البته بهرهبرداري از استعدادهاي درخشان در اين زمينه از سال 2000 جشنواره گروههاي زير زميني برگزار شد. و همانطور كه ميبينيم حركت اعتراضي و تحولخواهانة جوانان با فريادهاي مأيوسانه، و سرگرميهاي نيرو زا و فكر سوز، و تلاش براي به دست آوردن جوايز جشنوارهها به ارزش موهوم ديگري تبديل شده كه بنابراين يكي ديگر از علل جذابيت شيطانگرايي مخالفت و اعتراض به نظم موجود و ارزشهاي رايج اجتماعي است، كه براي جوانان هيجانزا و جالب است، خاصيتي جز تداوم، ظلم و بيعدالتي و بيرحمي در دنيا ندارد.
عامل ديگر گرايش به شيطانگرايي ريشة عميق فطري دارد.
روح ما انسانها پيش از پيوستن به تن مادي و حضور دراين دنيا، در عالم ملكوت و در محضر خداوند بوده و پروردگار خود را با تمام جلوهها مشاهده كرده و با تمام صفات عالي ميشناخته است. روح ما از آن جهت كه خداوند را با صفات جمال و لطف و رحمت ديده و شناخته به او عشق ميورزد و از جهتي كه او را با صفات جلال و جبروت و عظمت و قهاريت ديده، خشيت و هيبت را تجربه كرده است در اين دنيا كه ازآن تجربة والا و ملكوتي دور شدهايم هم در جستجوي زيبايي و عشق هستيم و هم فطرتاً مايل به خوف و هيبت و خشيت. همانطور كه اگر زيبايي حقيقي را نبينيم و عشق حقيقي را نيابيم، زيباييهاي موهوم و عشقهاي پوچ قلبمان را فراميگيرد، اگر عظمت و شكوه بيكران الاهي را نشناسيم، با خوف و عظمت موهوم دل خود را به تپش وا ميداريم. جنبش شيطاني با خشم و خشونت و ايجاد ترس براي لحظاتي قلب انسان را ميلرزاند و به اين نياز عميق فطري پاسخي موهوم و منحرف ميدهد. در موسيقيهاي شيطان پرستي، گريمهاي وحشتناك خواننده، اشعار تند و پرنفرت، صداي بلند و حجم بالاي صدا، سرعت ريفها و ملودي، استفاده از تكنيكهاي پالم ميوت، افكتهاي ديستروشن و صحنه پردازي هول انگيز و نعرههاي دلخراش، هر بيننده و شنوندهاي را تحت تأثير قرار ميدهد و قلب او را ميلرزاند. اين هيجان براي عدهاي از جوانان دلپذير است. به ويژه اگر تصور كنيم كه جوان امروز سالهاي پرشور زندگي خود را بدون توجه به نيازهاي طبيعي در مدلي تحميلي و تكراري و.... ميگذراند، جواني كه ناگزير است تا اواسط دهة سوم زندگي درسهاي بيارزشي را بخواند كه در آينده به هيچ دردي نخواهد خورد و در اوج استعداد و غرور و توانايي به
عنوان يك شهروند كامل شناخته نميشود، نه شغل، نه ازدواج و نه هيچ يك از خواستههاي او به موقع تعريف نشده است. در اين شرايط اگر به معنويت ناب و معرفت خداوند هم دستي نداشته باشد، فضاي موسيقي شيطانگرا و هراس و هيجان آن تنوع جالبي به زندگي او ميدهد. و پاسخي موقت و دروغي خوشايند خواهد بود
این وبلاگ سعی دارد درخصوص موضوعاتی که هم اکنون ذهن نوجوانان وجوانان را مشغول خود کرده است مطالبی را دراختیار بگذارد . با تشکر واعلام نظرات خوب بازدید کنندگان محترم.