تربیت فرزند
عذر خواهی
یکی از موضوع های مهمی که والدین در تربیت فرزندشان به آن اهمیت می دهند، احترام گذاشتن به دیگران و عذرخواهی کردن است. خصوصا اگر یک میهمانی رسمی باشد که پدر ومادر خیلی رودربایستی دارند.
بسیاری از والدین هرگز به رفتارهای بد فرزندشان واکنش نشان نمی دهند و کم سن بودن او را توجیه?کننده رفتارهایش می دانند. در مقابل، پدر و مادرهایی هستند که فرزندشان را در مقابل هر خطای کوچکی وادار به عذرخواهی می کنند. در این باره با دکتر محمدرضا خدایی، روان پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی گفت وگو کردیم.
▪ از چه سنی باید به بچه ها آموزش دهیم که عذرخواهی کنند؟
هر انسانی باید از مراحل مختلف رشدی عبور کند تا به بزرگسالی برسد. این مراحل رشد شامل رشد جسمی، جنسی، روانی و اجتماعی است. اگر دوران شیرخوارگی را کنار بگذاریم، کودک از۳ سالگی تا ۷ سالگی و بعد از ۷ تا ۱۱ سالگی در دوران کودکی به سر می برد.
از ۳ تا ۷ سالگی یعنی سنین پیش از دبستان کودک تفکر شهودی دارد، فکرهای عمیق ندارد و در کارهای خود، بی منطق است. علاوه بر این خودش را مرکز عالم می داند و تصور می کند همه باید مطیع او باشند و همه چیز را از آن خود می داند. نکته مهم تر اینکه کودک خوب و بد را به صورت انتزاعی در نظر نمی گیرد و کارهایی را که انجام می دهد خطا نمی داند.
اما از سن ۶ سالگی به مرور زمان خوب و بد را می شناسد و منطق کم کم در افکار و اعمالش شکل می گیرد. در سنین کودکی، بچه ها همه چیز را بزرگ تر از حد واقعی اش در نظر می گیرند و به بیان دیگر همه چیز در نظر بچه ها غلوشده است بنابراین والدین باید بدانند در این سنین بچه ها را زیاد تنبیه یا تشویق نکنند چون بسیار مضر است.
▪ با توجه به ویژگی هایی که از دوران کودکی ذکر کردید، کودکان بسیاری از کارهای خود را بد نمی دانند، بنابراین چگونه باید به آنها یاد بدهیم که عذرخواهی کنند؟
بچه ها در سنین کودکی بیشتر به رفتار پدر و مادرشان توجه دارند به عنوان نمونه اگر پدر پشت تلفن به دوستش دروغ بگوید، دروغ گفتن برای بچه نهادینه می شود و احساس نمی کند اگر دروغ گفت باید عذرخواهی کند. والدین لازم است جلوی فرزندشان به صورت غیرمستقیم عذرخواهی کنند تا بچه یاد بگیرد اگر کار بدی انجام داد لازم است عذرخواهی کند. البته این عذرخواهی باید به صورت معقول باشد نه غلوشده.
▪ آقای دکتر! شما گفتید که والدین باید به صورت غیرمستقیم به بچه ها عذرخواهی را یاد بدهند. لطفا در این باره بیشتر توضیح دهید.
اگر کودک، کاری کرده که در جامعه عرف نیست و کار بدی تلقی می شود والدین باید بدون اینکه شخصیت بچه را زیر سوال ببرند یا احساس منفی به کودک منتقل کنند به عنوان نمونه به جای بیان الفاظی مانند «تو بچه بدی هستی»، «دیگر دوستت ندارم» به کودک خود بگویند «تو خوبی ولی این کارت اشتباه بوده» یا «اگر من جای تو بودم، می گفتم ببخشید».
علاوه بر این والدین باید در نظر داشته باشند همان طور که نباید شخصیت کودکشان را زیر سوال ببرند نباید نسبت به رفتار او بی تفاوت باشند و هر کاری کرد به رویش نیاورند. روش های غیرمستقیم دیگر که والدین باید از آن طریق به کودکشان عذرخواهی کردن را بیاموزند، «نقاشی کشیدن» و «داستان اسباب بازی ها» است.
در روش نقاشی کردن، اتفاقی که سبب شده کودککار زشتی انجام دهد را نقاشی می کنیم. به عنوان نمونه اگر کودک در مدرسه با دوستش دعوا کرده و او را کتک زده، این اتفاق را با کمک بچه نقاشی می کشیم و یک کودک گریان را ترسیم می کنیم و از کودک می پرسیم: «اگر بخواهیم دوستت لبخند بزند باید چه کار کنی؟» و آن زمان عذرخواهی را به او یاد می دهیم.
در روش داستان اسباب بازی ها نیز مشابه نقاشی کردن، از شخصیت های داستانی استفاده می کنیم و یک داستان تعریف می کنیم و از فرزندمان می خواهیم در مورد آن کار بد قضاوت کند. ممکن است پاسخ کودک، عذرخواهی نباشد. والدین باید به او کمک کنند تا به این نتیجه برسد.
▪ در چه زمانی باید از کودک به صورت مستقیم بخواهیم عذرخواهی کند؟
اگر کودک با روش های غیرمستقیم که در بالا ذکر شد، عذرخواهی کرد لازم است او را تشویق و یک هدیه کوچک برایش تهیه کنید. اما اگر کودک واکنش مثبتی نشان نداد یا سن کودک در حدی بود که خوب و بد را تشخیص بدهد و کارش خیلی بد بود به صورت مستقیم از او بخواهید که عذرخواهی کند.
اما والدین باید توجه داشته باشند که این تقاضا همراه با خشم و خرد کردن شخصیت کودک نباشد. به عنوان نمونه «تو بچه خوبی هستی ولی انتظار من از تو این نبود» یا «من تو را دوست دارم اما این رفتارت خیلی زشت بود باید عذرخواهی کنی» یا «حتما خسته بودی یا حواست نبوده که چنین رفتاری را مرتکب شدی» بعد از کودک بخواهید که عذرخواهی کند و سپس بگویید از دوستت می پرسم عذرخواهی کردی یا نه!
▪ گاهی اوقات بچه ها در میهمانی، کار خطایی را انجام می دهند و والدین در جمع از آنها مصرانه می خواهند که عذرخواهی کنند. آیا این رفتار صحیح است؟
نکته مهم در مورد عذرخواهی این است که نباید غلو شده یا کم باشد. پدر و مادر باید توجه داشته باشند برای یک اشتباه کوچک فرزندشان نباید از او بخواهند یک عذرخواهی جدی انجام دهد و او را سرزنش کنند. یا برعکس اگر کودک کار بسیار بدی انجام داده، بی تفاوت باشند و هیچ واکنشی نشان ندهند.
بنابراین اگر کودک در میهمانی یک کار بدی انجام داد و این کارش عمدی بود باید خیلی محکم و نه با احساس خشم و تنفر، از او بخواهید که عذرخواهی کند. اما اگر کار کودک غیرعمدی بود و درک درستی از آن کار نداشت باید به صورت غیرمستقیم از او بخواهید که عذرخواهی کند. به عنوان نمونه بگویید: «خاله، من به جای پویا می گویم ببخشید، حواسم نبود» اما گاهی اوقات بچه ها متوجه کاری که می کنند نیستند یا سن آنها به درک خیلی مسایل نمی رسد.
به عنوان نمونه اگر یک کودک ۴ یا ۵ ساله پایش را در جمع دراز کرد نباید او را دعوا کنید و از او بخواهید از همه افراد حاضر در جمع با یک احساس منفی عذرخواهی کند. این کار باعث می شود اعتماد به نفس او کم شود و احساس حقارت کند و حالت وسواس گونه در رفتارش به وجود آید.
در برخی از موارد نیز پدر و مادر عذرخواهی کردن را به فرزندشان یاد نمی دهند اما در جمع برای اینکه دیگران نگویند چه پدر و مادر بی تفاوتی، از کودکشان سوءاستفاده می کنند و در مورد هر اشتباه کوچک فرزندشان او را وادار به عذرخواهی می کنند. این کار نیز اشتباه است وکودک را دچار عقده می کند.
▪ آیا باید تفاوتی بین عذرخواهی کودک از والدین خود با دیگر افراد وجود داشته باشد؟
در وهله اول کودک باید احترام گذاشتن را یاد بگیرد و بداند هر شخص چه جایگاهی دارد. پدر و مادر باید به فرزند خود بیاموزند که پدر و مادر یک حرمتی دارند، دوست یک حرمتی دارد، معلم جایگاه ویژه ای دارد، خواهر و برادر نیز از جایگاهی برخوردارند و این احترام را کودک از والدینش می آموزد.
زمانی که کودک جایگاه اشخاص را درک کرد، نحوه برخوردش با افراد مختلف نیز تفاوت می کند. بنابراین والدین باید در کنار رفتار مناسب خود، با بیان مثبت و دوستانه، احترام گذاشتن و عذرخواهی کردن از دیگران را به فرزندشان یاد بدهند.
نق زدن

كودك تقریبا در همه موارد از جمله خوراك، پوشش، بازی كردن، دوست یابی و استفاده از وسایل به شما تكیه می كند. او مجبور است برای برطرف كردن نیاز خود رضایت شما را جلب كند و گاهی این مسئله باعث ایجاد درگیری بین او و شما می شود.
نق زدن، صدای كودكی است كه احساس ضعف می كند و برای جلب توجه دیگران كم كم تن صدای خود را بالا و بالاتر می برد. كودك كاری را انجام می دهد كه برایش نتیجه بخش باشد.
نق می زند به امید اینكه از شما پاسخ بگیرد حتی اگر پاسخ منفی هم باشد او را به هدف رسانده است. به جای اینكه بر روی عمل نق زدن او تمركز و تاكید كنید سعی كنید علت نق زدن او را متوجه شوید.
آیا کودک می داند نق زدن كار ناخوشایند و آزاردهنده ای است؟
برخلاف آنچه والدین تصور می كنند كودك تصور منفی از عمل نق زدن خود ندارد. صدای نق زدن او را ضبط كنید و در شرایطی كه هر دوی شما آرامش دارید نوار را برایش پخش كنید و برایش توضیح دهید این نوع صداهای آزاردهنده باعث می شود كسی به حرف گوینده توجه نكند.
به موقع به درخواست كودك پاسخ دهید .
وقتی كودك در جلب توجه دیگران تلاش می كند و شكست می خورد متوسل به نق زدن می شود. به همین دلیل درست همان زمان كه شما مشغول صحبت كردن با دوستان هستید شروع به نق زدن می كند. بهتر است وقتی كودك به زبان خودش و در حالت طبیعی چیزی را از شما خواست در صورت امكان به درخواست او پاسخ دهید.
حتی در مورد کودکان بزرگتر می توانید برایش توضیح دهید هرگاه شما به كار دیگری مشغول هستید قادر نخواهید بود به او پاسخ گویید. پس فقط در صورتی كه خواسته اش بسیار ضروری و حیاتی است آن را مطرح كند. در غیر این صورت منتظر بماند تا كار شما تمام شود.
حتی در زمانی كه مشغول كار مهم دیگری هستید قبل از شروع كار یا در حین انجام كار به او بگویید «عزیزم می دانم به كمك من نیاز داری ولی اگر كمی صبر كنی حتما به كمك تو خواهم آمد.» با این كار نشان می دهید كه به او اهمیت می دهید.
اما مراقب باشید كه بطور مكرر نگویید «بعداً، بعداً». می توانید او را برای مدت كوتاهی منتظر نگه دارید و این انتظار كشیدن ها برای او سازنده است. در این صورت از او تشكر كنید تا متوجه شود صبر او باعث خوشحالی و رضایت شماست.
به او كمك كنید احساس خود را بیان كند.
گاهی كودكان نق می زنند زیرا نمی توانند احساس خود را بروز دهند. پس به كودك كمك كنید احساس خود را بیان كند «می بینم ناراحت هستی. آیا به خاطر این است كه در حال حاضر كسی نمی تواند تو را به پارك ببرد؟» این كار كمك می كند باب گفتگو باز شود.
البته زمانی كه كودك مشغول نق زدن است زمان مناسبی برای نصیحت كردن نیست ولی می توانید در موقعیت های مناسب كه او در حالت آرامش است برایش توضیح دهید كه نق زدن راه مناسبی برای رسیدن به هدف نیست و حتی باعث می شود او شانس كمتری برای رسیدن به هدف داشته باشد.
اگر مودبانه درخواست خود را مطرح كرد به او پاسخ دهید و از او تشكر كنید. در این صورت متوجه می شود از این طریق سریع تر به هدف رسیده است و دیگر دلیلی برای نق زدن نمی بیند. زمانی كه كودك گرسنه یا خسته است بدخلق می شود.
چگونه از كودك گرسنه انتظار دارید در سوپرماركت مملو از خوراكی های متنوع بفهمد كه خوردن یك بستنی اشتهای او را برای شام از بین خواهد برد؟! قبل از رفتن به سوپرماركت او را سیر كنید و یا خوراكی های سالم همراه خود ببرید تا در صورت لزوم آن را میل كند و مجبور نشوید او را كشان كشان از سوپرماركت به خانه ببرید.
درخواست باید مودبانه باشد.
در سنین بالاتر که سن تادیب کودک است باید توجه داشته باشید که درخواست كودك چه با دلیل و چه بی دلیل در صورتی كه بی ادبانه باشد نباید او را به هدف برساند. به او بگویید «تا زمانی كه نق می زنی اصلا متوجه نمی شوم چه می گویی، لطفا از صدای معمولی برای صحبت كردن استفاده كن، خوشحال خواهم شد كه به صحبت های تو گوش كنم.» و تا لحن خود را تغییر نداده به او هیچ پاسخی ندهید.
شما مجبور نیستید به او پاسخ مثبت بدهید.
گاهی اوقات حتی با اینكه با لحن مودبانه درخواستی دارد، به دلیل این كه خلاف مقررات است مجبورید درخواستش را رد كنید. ولی فراموش نكنید از او تشكر كنید. «متاسفم كه الان نمی توانی بازی كنی چون وقت خواب است، متشكرم كه مودبانه از من درخواست كردی».
صبور باشید و عصبانی نشوید.
مهم نیست در كجا و با چه كسی هستید و كودك چه لحنی را به كار برده است. بر خود مسلط باشید و عصبانی نشوید. هرگز نگویید «برو هر كاری می خواهی بكن فقط مزاحم ما نشو» اگرچه این جمله موقتا شما را نجات می دهد ولی مجبور خواهید شد همیشه به همین شكل عمل كنید.
خیال پردازی

همانطور که گفته شد کودکان در سنین قبل از دبستان علاقه بسیار زیادی به بازی ها و موضوعات تخیلی دارند. زندگی یک کودک در سن قبل از مدرسه، از محدودیت های بسیار تشکیل شده، او بر اساس نظر والدین خود زندگی می کند. در واقع کودک به بازیهای خیالی علاقه دارد ، زیرا می تواند آن طور که می خواهد باشد و زندگی کند؛ خارج از قید و بندها و محدودیت هایی که والدین برای او تعیین کرده اند.
شیوه های داستان بافی کودکان:
هر کودکي شيوه ي داستان بافي خود را دارد. بعضي ها با سوم شخص شروع مي کنند. بعضي خودشان قهرمان اصلي هستند. بعضي شخصيت مورد علاقه خود را تقليد مي کنند ، گاهي واقعي و گاهي تخيلي.در بين اين داستان سرائي ها، گاهي با تصميم گيري هاي کودک براي آينده رو به رو مي شويم.
در هر حال اين خيال پردازي ها چه به صورت رويا و يا در بيداري و در بازي ها باعث مي شوند کودکان اطراف را شناسائي و تجربه کنند. با پرنده به آسمان پرواز مي کنند و با سوسک و موش درون زمين را مي کاوند و يا مثل پلنگ از قدرت و نيرويش الهام مي گيرند.
شما نبايد مانع خيال پردازي فرزندتان شويد بلکه بايد: گستره ي سؤالات افزودني ، تجربي و سازنده را توسعه دهيد.
- چه چيزي مي توانستيم بسازيم؟ چگونه مي توانيم کاري کنيم که...
- فکر مي کني اگر ... فکر مي کني بايد چه ...
منطق را فراموش کنيد. براي تصحيح کار او افسانه اش را قطع نکنيد ، حتي اگر خلاف واقع حرفي زد. مثلاً «پلنگ در حالي که روي دو پا راه مي رفت». فراموش نکنيد او در حال خيال بافي است. او دارد فکرش را با صداي بلند براي شما مي گويد.
مواقعي که افراد خانواده دور هم نشسته ايد سعي کنيد مطالب جالبي که مورد علاقه بچه ها هست را مطرح کنيد. بچه ها از اين که شما هم به آن موضوعات علاقمنديد لذت مي برند.
براي گروه هاي سني بالاتر مي توانيد مطالب جالب از اخبار و يا اتفاقات را که در روزنامه هاي چاپ شده بريده ، به آنها بدهيد و تشويق شان کنيد که عقايد و نظريات خود را بيان کنند. مشوق کودکان براي ترسيم يا بيان تخيلات شان باشيد ، حتي مي توانيد تخيلات آن ها را به صورت تئاتر به نمايش درآوريد.
در دوران کودکي داستان هاي شان را بنويسيد يا ضبط کنيد . در سنين بالاتر آنها را تشويق به نوشتن کنيد به قول مامان عزیزی بسياري از اختراعات و ابداعات از بستر همين تخيلات جان گرفتند.
تقــــــــویت تخیـــــل :
1-در منزل جایی را برای تغییر لباس اختصاص دهید.(جاییکه در آن لباس های قدیمی، وسایل شخصی «مانند کلاه، کتابهای جیبی، هدیه های قدیمی و ...» را نگهداری کنید.
2- تعدادی ملحفه یا پتو در دسترس کودک قرار دهید تا بتواند خانه درست کند و یا بازی های خیالی دیگری را طراحی کند.
3- داستانی را برای کودک خود تعریف کنید. لباس یکی از شخصیت های داستان را بپوشید و با کودک خود، براساس داستان، بازی کنید. اگر داستان را کودک شما تعریف کند بهتر است. می توانید موضوع آن را با مراسم عروسی، جشن تولد یا اتفاق های دیگری که در زندگی خود با آنها سرو کار دارید مرتبط سازید.
4-کودک خود را تشویق کنید که با اسباب بازیهای سازنده و ابتکاری بازی کند. مانند اسباب بازیهایی که با کمک قطعه های مختلف میتوان ماشین، خانه، هواپیما و... ساخت.
5- قصه های موزون و آهنگین را برای فرزندتان بخوانید و به نوبت اشعار آن را تکرار کنید.
6-در حد امکان زمان بیشتری را با کودک خود در طبیعت سپری کنید.زمانی که فرزندتان، شما را به دنیای خیالی خود دعوت می کند، دعوت او را بپذیرید، با او سوار قایق شوید، سوار بر سفینه فضایی در فضا پرواز کنید و در همه ی موارد رهبری بازی را برعهده فرزندتان بگذارید.
7- در بین اسباب بازی های کودک تعدادی گوش ماهی، سنگ های مختلف، چسب، تخته ، بند، سکه ، طناب و سایر وسایلی که می تواند مورد استفاده او قرار بگیرد، قرار دهید.
8- هنگامی که با خیالپردازی های فرزندتان روبرو می شوید، او را سرزنش نکنید. به او اجازه دهید تا آنچه در ذهن خود دارد بیان کند.
خیال پردازی آری یا نه؟

خیال پردازی کودکان خوب و مفید است یا باید از آن جلوگیزی کرد؟!... این سئوالی است که ذهن بسیاری از والدین را به خود مشغول کرده است. برخی معتقدند که این حالت نباید در کودکان تداوم یابد بدان خاطر که آنها را از واقعیت ها، پذیرش مسئولیت ها و موفقیت در امور بعدی حیات دور می سازد. آن ها معتقدند که جلوه ای از خیالبافی کودکان به افسانه بافی منجر می شود و این حالت نیز از مشکلاتی است که دامنگیر والدین و مربیان کودک است و زمینه را برای بسیاری از سقوط ها و عدم موفقیت ها فراهم می سازد.
در مقابل گروهی معتقدند که خیالپردازی در دوره کودکی اهمیت زیادی دارد . زیرا یک کودک علاوه بر این که می تواند زندگی خود را تغییر دهد و شرایط تازه ای را برای خود خلق کند، از شرایط تازه ای که ایجاد کرده می تواند دانستنی های جدیدی نیز بیاموزد.
چــــرا خیال پـــــردازی بـــرای کـــودکان بااهمیت است؟
به طور کلی کودکان در سنین قبل از دبستان علاقه بسیار زیادی به بازی ها و موضوعات تخیلی دارند. زندگی یک کودک در سن قبل از مدرسه، از محدودیت های بسیار تشکیل شده، او بر اساس نظر والدین خود زندگی می کند. در واقع کودک به بازیهای خیالی علاقه دارد ، زیرا می تواند آن طور که می خواهد باشد و زندگی کند؛ خارج از قید و بندها و محدودیت هایی که والدین برای او تعیین کرده اند.
به طور مثال وقتی که یک کودک چهار ساله کلاه آشپزی بر سرش می گذارد، پیشبند آشپزی می بندد و تصور می کند که آشپزاست، احساس استقلال و مسئولیت پذیری سبب می شود که به اطراف خود توجه بیشتری داشته باشد، همراه با پدر و مادر خود آشپزی کند. موادی را که استفاده می کند به خاطر می سپارد و از این که هر بار بر دانسته های خود می افزاید، خوشحال است.
بزرگسالان از دنیای پیرامون خود اطلاعات زیادی به دست می آورند و برای فراگیری بیشتر ، تجربیات خود را نیز مورد استفاده قرار می دهند؛ اما کودکان از استعدادی برخوردارند که لازم است توسط والدین پرورش یابد. آنها با به کارگیری قوه تخیّل خود نه تنها دانستنی های تازه ای از دنیای اطراف خود به دست می آورند بلکه می توانند آن طور که دوست دارند باشند و زندگی کنند.
خانم فرشته مجيب عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبائي بیان می کنند که:
در يکي از کلاس هاي کودکان سه ساله مهد کودک شاهد گفتگوي کودکي با چند کودک ديگر بودم. او در مورد پلنگي که در خانه شان با آنها زندگي مي کند ، صحبت مي کرد. او مي گفت که چگونه به او غذا مي دهد ، حمامش مي کند و در قفس مي خواباند. او به حدي زيبا و تصويري صحبت مي کرد که من مدام در اينکه او حقيقت را مي گويد يا ساخته و پرداخته ذهنش است در ترديد بودم. بالاخره پذيرفتم که او تصوراتش را مي گويد. اما او هرگز زير بار نرفت که پلنگي در خانه شان زندگي نمي کند. پلنگ پلاستيکي او ، به او اين فرصت را مي داد که خيالپردازي کند. او دروغ نمي گفت.
بيشتر کودکان به علت تخيلات قوي شان، وقتي شروع به تعريف قصه يا داستاني مي کنند بر اين باورند که قصه شان واقعي و حقيقي است، پس هرگز در مورد غلط يا درست بودن، واقعي يا تخيلي بودن آن با کودک بحث نکنيد.
به آرزوهاي پنهان در گفته هايش توجه کرده و آنها را درک کنيد. براي توانائي بيان او ارزش قائل شويد و در مورد اين که اگر داستان او واقعيت پيدا مي کرد چقدر جالب بود ، نظر بدهيد. حتي مي توانيد قصه هاي او را نوشته و يا ضبط کنيد. مي توانيد از او بخواهيد قصه اش را نقاشي کند.
هرگز با جملاتي چون « دروغ نگو » ، « تو دروغ مي گويي» ، « بچه دروغگو » برچسب هاي دنياي بزرگسال را به کار نگيريد.
کودکان به مرور مفاهيم خوب و بد را مي آموزند و به همين ترتيب به اهميت راستگوئي پي مي برند. تا قبل از 3.5 سالگي او مهارت لازم براي دروغ گفتن عمدي را ندارد. خيال پردازي هاي کودکانه در دوران پيش از دبستان نشانه هايي از بي ادبي و بي اخلاقي کودک نيست. اين مساله حتي نبايد شما را نگران آينده او نمايد ، که احتمالاً فرزندي دروغگو خواهيد داشت.
کودکی خودتان را به یاد بیاورید! به اين مساله فکر کنيد آيا او نمي خواهد جلب توجه کند؟ یا نمي خواهد محبت بيشتر شما را از اينکه بزرگ شده و توانائي هايي دارد جلب کند؟ آيا او واقعيت و خيال را درهم آميخته است؟ آيا کودک براي کتمان چيز ديگري، داستان مي بافد؟...
انضباط

چرا بعضی از کودکان، کودک دیگری را آزار و اذیت می کنند؟
زمانی که کودک به دفعات در معرض داد و فریاد پدر و مادر قرار می گیرد، نیاز پیدا می کند فشارهای روحی و استرس ِ ناشی از آن را به شکلی تخلیه کند؛ بنابراین بر سر کودک دیگری داد و فریاد می کشد و او را آزار و اذیت می کند یا اگر کودک کوچک باشد جیغ می زند و گاز می گیرد و چیزی را پرت می کند و می شکند تا خود را تخلیه کند.
چنین کودکانی اغلب بازی های جنگی را که در آن کسی کشته می شود دوست دارند. اگر کودکی به دفعات و دائما سرزنش شود و در معرض تهدید و ترس قرار گیرد، مغز فوقانی او رشد نخواهد کرد تا بتواند در آینده فشارهای روحی خود را بررسی کند و در صدد برآید که آنها را برطرف نماید.
کودکی که با کلمات امر و نهی به او گفته می شود که سر خود را پایین نگهدار و از کاری که کرده ای خجالت بکش، او نیز سعی می کند با کلمات امر و نهی کودک دیگری را اذیت کند و وادار کند که سرش را پایین نگهدارد و خجالت بکشد.
در آمریکا در هر سال بیش از 3 میلیون کودک که بیشتر آن ها پسر هستند، به علت کارهای خشن با کودکان دیگر به طور موقت یا دائم از مدرسه اخراج می شوند. در بعضی از مدارس خوب، فعالیت کودکانی را که مرتکب کارهای خشن می شوند در مدرسه محدود می کنند که به نظر می رسد این کار در مقایسه با اخراج دانش آموز از مدرسه اثر بیشتری دارد.
داشتن حد و مرز در رفتار و اعمال کودکان ضروری است
اولین قانون این است که وقتی کودک رفتار خوبی انجام داد، با او با خوشرویی رفتار کنید. به طور مثال وقتی رفتار کودک با کودکان دیگر خوب است و اجازه می دهد که دیگران با اسباب بازی های او بازی کنند او را تحسین کنید و در بغل بگیرید.
متخصصین علوم اعصاب و روان معتقدند که وقتی عمل بد کودک بدون بازتاب بماند، سبب می شود که کودک آن عمل را تکرار کند. کودکان باید از لحن صحبت کردن، حرکات، حالت چهره و یا رفتار شما درک کنند عملی که انجام داده اند مورد تایید نبوده و خودشان آن عمل را متوقف کنند یا تکرار ننمایند.
اگر شما در برابر عمل غیر معمول کودک، هیچ واکنشی نشان ندهید کودک نمی تواند درک کند که کدام رفتار و اعمال مورد تایید شماست و اجازه دارد انجام دهد و کدام را نباید انجام دهد. پدر و مادر باید در برابر رفتارهایی که ضرر و زیانی برای خود کودک و دیگران نداشته باشد با ملایمت با او صحبت کنند و در برابر رفتار و اعمالی که موجب آزار و آسیب جدی به خود و دیگران می شود برخورد قاطع تری از خود نشان دهند.
قوانین آسان و عملی در خانه
وجود قوانین آسان و عملی در خانه سبب می شود که کودک نتیجه ی عمل خوب یا بد خود را ببیند و موجب ارضاء و رشد او در خانه شود. این مساله وقتی در سن هفت سالگی برای کودک خود جشن ادب گرفتید و مسئولیت هایی در حد توانش را به او محول کردید بیشتر نمایان خواهد شد. پدر و مادر می توانند قوانین و مسئولیت هایی را برای افراد خانه مشخص کنند و روی کاغذ بنویسند و در محلی نصب کنند.
اگر قوانین ساده و عملی در خانه وجود نداشته باشد، هیچ کس وظیفه ی خود را نمی داند و هرج و مرج ایجاد خواهد شد و هر کس به حقوق دیگری تجاوز خواهد کرد. هرچه کودک بزرگتر می شود قانون و قانونمندی را بیشتر درک می کند و به قانون خانه و قانون اجتماع بیشتر اهمیت می دهد و در آینده نوجوانی خواهد شد که اصول قانونی و اخلاقی را در همه جا در اجتماع رعایت می کند.
لازم به ذکر است که نحوه ی اجرای قانون در خانه خیلی مهم است و نباید به گونه ای با زور و اجبار و امر و نهی شدید انجام شود که برعکس بچه ها قانون گریز شوند!
اعتماد به نفس
_____________________________________________________
اعتماد به نفس مرکز و هسته شخصیت هر فرد است که بر تمام جنبه های زندگی و در تمام دوران زندگی موثر است. مطالعات اخیر نشان داده کودکان و نوجوانانی که از اعتماد به نفس بالا برخوردار هستند در مدرسه بیشتر پیشرفت می کنند ، خود را صاحب کنترل در سرنوشت خویش می دانند، دوستان بیشتری دارند و با خانواده خود بهتر کنار می آیند.
کودکان و نوجوانان واجد اعتماد به نفس بالا معمولا از خانواده هایی برآمده اند که در آنها به پیشرفت های مستقل بها داده شده و تشویق می شوند و در آنها روابط گرم و محبت آمیز بین والدین و کودکان وجود دارد و برای رفتار کودکان، حدود تعیین شده است.
شاید بتوان با توجه به پرسشنامه های مرسوم در مورد اعتماد به نفس به این نکته دقت بیشتری داشت که چگونگی عملکرد تحصیلی فرد ، میزان مقبولیت مرسوم اجتماعی، کارایی ورزشی ، ظاهر جسمانی و شیوه رفتاری هر کدام به نوعی در احترام افراد موثرند.
رفتارهای جامعه پسند مانند مشارکت با دیگران ، کمک به دیگران ، همکاری با دیگران و ابراز همدری از انواعی هستند که عزت نفس افراد را بالا می برند زیرا فرد بهتر در گروههای همتا پذیرفته می شود. جامعه رفتارهای او را با نگرشی مثبت ارزش می گذارد و احتمالا فرد بدلیل اینگونه رفتارها مورد تشویق هم قرار می گیرند.
باید بخاطر داشته باشید نوجوانی که وارد دوره ی راهنمایی و یا دبیرستان می شود نگرانی هایی دارد که خود آنها در ارزیابی نوجوان از خودش (قضاوت شخص از خود یا همان عزت نفس) تاثیر دارد.
این نگرانی ها شامل: آیا می توانم در این مقطع (مدرسه) دوست پیدا کنم؟ آیا دیگران و گروه کلاسی مرا می پذیرند؟ آیا در زمینه های ورزشی می توانم با دیگران رقابت کنم؟ آیا در مسایل درسی می توانم موفق شوم؟ و بالاخره آیا رویاهای من به وقوع خواهد پیوست؟...
گرچه افت تحصیلی منجر به احساس بی ارزشی و بیهودگی در نوجوان می شود اما مهم نیست که دانش آموز در برخی از دروس ناتوان باشد آنچه مهم است این است که نوجوان خود و روحیه اش را نبازد. در صورت ضعف شدید فراگیر درسی نوجوان ، باید به جستجو در سایر جنبه های شخصیت وی اقدام کرد. به عنوان مثال موفقیت های ورزشی ، هنری ، ذوقی ، فعالیت های فوق برنامه و سایر جنبه ها در اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی ، مستقل شدن از خانواده و ایجاد سیستم ارزشی مختص به خود اهمیت پیدا می کند.
انتخاب شغل مناسب و داشتن روابط رضایت بخش با دیگران نتیجه تکمیل موفقیت آمیز این دوره سنی است که منجر به احساس قوی هویت و اعتماد به نفس فرد شده ، نوجوان را قادر می سازد تا حدی آسان تر به دوره بزرگسالی قدم گذارد. این عوامل یعنی داشتن شغل مناسب و برقراری روابط صمیمانه پس از تشکیل خانواده در بزرگسالی و ثبات خانوادگی از عوامل مهم حفظ عزت نفس افراد هستند.
سیستم آموزشی جامعه ما تا چندی پیش! به گونه ای بود که اگر نوجوانان نمی توانستند وارد دانشگاه شوند از نوعی حرفه یا فن برخوردار نبودند که در قبال مسئولیت های زندگی روی پای خود بایستند و احساس کفایت کنند در نتیجه به سوی ضد ارزش ها و رفتارهای ضد اجتماعی سوق داده می شدند.
صنعتی شدن جامعه و به دنبال آن ضرورت تخصصی شدن مشاغل ، دوره جدیدی را در زندگی انسان ها به وجود آورده است و چون در توان همه نیست که خود را به این مرحله برسانند و مشاغل دلخواه خود را انتخاب کنند دچار سرخوردگی می شوند و با نامیدی به مرحله احساس عدم کفایت می رسند.
هسته مرکزی اعتماد به نفس مناسب ، داشتن استقلال ، ثبات خانوادگی و تفاهم و صمیمیت با اطرفیان در محیط کار و زندگی و به طور کلی در جامعه و رضایت فرد از خودش (عزت نفس) می باشند.
شکل پذیری هدف ها و نقشه های زندگی برای انسان به خصوص در سال های نوجوانی و بزرگسالی ارزشمند است ، فرد به خود به صورت یک واحد در حال رشد می نگرد هر تجربه در او جذب شده ، جزئی از واحد کل وجود منحصر به فرد وی می گردد و همان تجربه در تحول آینده او موثر واقع می شود.
حدود سی سالگی جوان ها نیاز دارند زندگی را جدی تر بگیرند و در این سنین از خود می پرسند این واقعا همان زندگی است که طالبش هستند. جوانان احساس می کنند که زندگیشان به خوبی اداره می گردد ، تعهدات خود را مورد تایید قرار داده و از این دوره انتقالی آسان می گذرند.
رفتارهایی چون طرد شدن، مورد محبت و توجه قرار نگرفتن، عدم احترام، تحقیر شدن، سرزنش، تمسخر، مقایسه شدن، فقط نکات منفی را دیدن، انتظارات بسیار بالا و بد رفتاری؛ منجر به اعتماد به نفس پایین می شوند. افرادی با عزت نفس پایین در واقع افرادی خود محور و خودخواه، خجالتی، پرخاشگر و زورگو بوده، اشتباهات کوچک خود را بزرگ می کند، خود را احمق می دانند، از طرد شدن توسط دیگران ترس دارند و احتمال بروز رفتارهای مخرب و آسیب زا مثل پرخاشگری، اضطراب، بزهکاری، افکار خودکشی و ضعف عملکرد تحصیلی در آنها بالاست.
در اواخر دهه چهارم عمر، انسانها اهمیت زیادی برای کسب قدرت، اشتغال و خودکفایی قائل هستند. در این دوران تطابق سالم با کار، امکان خلاقیت، روابط رضایتبخش با همکاران ، غرور پیشرفت؛ افزایش احترام به نفس را فراهم می کند.
رضایت شغلی فقط بستگی به پاداش مادی آن ندارد. برعکس ناسازگاری شغلی ممکن است به عدم رضایت از خود و شغل ، عدم احساس امنیت ، کاهش احترام به نفس و خشم و بیزاری از کار منجر گردد. باید توجه داشت که تعیین شغل، نقش های جنسی در زندگی زناشویی ، وظایف همسری، وظایف والدین نیز اهمیت دارد.
موفق باشید
این وبلاگ سعی دارد درخصوص موضوعاتی که هم اکنون ذهن نوجوانان وجوانان را مشغول خود کرده است مطالبی را دراختیار بگذارد . با تشکر واعلام نظرات خوب بازدید کنندگان محترم.